۱۳۸۸ بهمن ۱۶, جمعه

امام حسین(ع) به روایت دکتر شریعتی؛سئوال حسین(ع) از تاریخ فرداى بشرى

دکتر علی شریعتی:
فتواى حسین این است: آرى! در نتوانستن نیز بایستن هست؛ براى او زندگى، عقیده و جهاد است. بنابراین، اگر او زنده است و به دلیل این که زنده است، مسئولیت جهاد در راه عقیده را دارد. انسان زنده، مسئول است و نه فقط انسان توانا. و از حسین، زنده‏تر کیست؟...                                                                                          
آنها که تن به هر ذلتى مى‏دهند تا زنده بمانند، مرده‏هاى خاموش و پلید تاریخند و ببینید آیا کسانى که سخاوتمندانه با حسین به قتلگاه خویش آمده‏اند و مرگ خویش را انتخاب کرده‏اند – در حالى که صدها گریزگاه آبرومندانه براى ماندنشان بود و صدها توجیه شرعى و دینى براى زنده ماندن شان بود – توجیه و تأویل نکرده‏اند و مرده‏اند، اینها زنده هستند؟       
شهید در لغت، به معناى حاضر، ناظر، به معناى گواه و گواهى دهنده و خبر دهنده راستین و امین و هم چنین به معنى آگاه و نیز به معنى محسوس و مشهود، کسى که همه چشم‏ها به او است و بالاخره به معنى نمونه، الگو و سرمشق است.”(۱)
“شهید، قلب تاریخ است؛ هم چنان که قلب به رگ هاى خشک اندام، خون، حیات و زندگى مى‏دهد، جامعه‏اى که رو به مردن مى‏رود، جامعه‏اى که فرزندانش ایمان خویش را به خویش، از دست داده‏اند و جامعه‏اى که به مرگ تدریجى گرفتار است، جامعه‏اى که تسلیم را تمکین کرده است، جامعه‏اى که احساس مسئولیت را از یاد برده است و جامعه‏اى که اعتقاد به انسان بودن را در خود باخته است و تاریخى که از حیات و جنبش و حرکت و زایش بازمانده است؛ شهید همچون قلبى، به اندام‏هاى خشک مرده بى‏رمق این جامعه، خون خویش را مى‏رساند و بزرگترین معجزه شهادتش این است که به یک نسل، ایمان جدید به خویشتن را مى‏بخشد. شهید حاضر است و همیشه جاوید؛ کى غائب است؟”(۲)
یکى از بهترین و حیات بخش‏ترین سرمایه‏هایى که در تاریخ تشیع وجود دارد، شهادت است.”(۳)
“در فرهنگ ما شهادت، مرگى نیست که دشمن ما بر مجاهد تحمیل کند. شهادت مرگ دلخواهى است که مجاهد با همه آگاهى و همه منطق و شعور و بیدارى و بینایى خویش، خود انتخاب مى‏کند!… شهادت، در یک کلمه – بر خلاف تاریخ‏هاى دیگر که حادثه‏اى است و درگیرى است و مرگ تحمیل شده بر قهرمان است و تراژدى است – در فرهنگ ما، یک درجه است، وسیله نیست؛ خود هدف است، اصالت است؛ خود یک تکامل، یک علو است؛ خود یک مسئولیت بزرگ است؛ خود یک راه نیم ‏بُر به طرف صعود به قله معراج بشریت است و یک فرهنگ است.”(۴)
ما دو نوع شهید داریم؛ سمبل یکى حمزه سیدالشهداء، و سمبل دیگرى امام حسین‏علیه السلام است.”(۵)
«حمزه یک قهرمان مجاهد است که براى پیروزى و شکستن دشمن رفته، شکست خورده و کشته و شهید شده است… حمزه و سایر مجاهدان براى پیروزى آمده بودند – البته با احتمال این که اگر هم مرگ شده، شد – و هدفشان پیروزى و شکستن دشمن بود… بنابراین شهید حمزه‏اى و شهادت حمزه‏اى، عبارت است از مردى و کشته شدن مردى که آهنگ کشتن دشمن کرده است.”(۶)
شهادت حسینى کشته شدن مردى است که خود براى کشته شدن خویش قیام کرده است… امام حسین‏علیه السلام از مقوله دیگرى است؛ او نیامده است که دشمن را با زور شمشیر بشکند و خود پیروز شود، و بعد موفق نشده و یا در یک تصادف یا ترور توسط وحشى، کشته شده باشد. این‏طور نیست، او در حالى که مى‏توانسته است در خانه‏اش بنشیند و زنده بماند، به پا خاسته و آگاهانه به استقبال مردن شتافته و در آن لحظه، مرگ و نفى خویشتن را انتخاب کرده است… امام حسین‏علیه السلام یک شهید است که حتى پیش از کشته شدن خویش به شهادت رسیده است؛ نه در گودى قتلگاه، بلکه در درون خانه خویش، از آن لحظه که به دعوت ولید – حاکم مدینه – که از او بیعت مطالبه مى‏کرد، «نه» گفت، این، «نه» طرد و نفى چیزى بود که در قبال آن، شهادت انتخاب شده است و از آن لحظه، حسین شهید است.”(۷)
“شکل مبارزه‏اى که حسین انتخاب کرده، قابل فهمیدن نیست مگر این که اوضاع و شرایطى که حسین در آن شرایط، قیام خاصّ خودش را آغاز کرد، فهمیده بشود… اکنون حسین مسئول نگاهبانى انقلابى است که آخرین پایگاه‏هاى مقاومتش از دست رفته است و از قدرت جدش و پدر و برادرش، یعنى حکومت اسلام و جبهه حقیقت و عدالت، یک شمشیر برایش نمانده و حتى یک سرباز! سال‏هایى است که بنى‏امیه همه پایگاه‏هاى اجتماعى را فتح کرده است.”(۸)
فتواى حسین این است: آرى! در نتوانستن نیز بایستن هست؛ براى او زندگى، عقیده و جهاد است. بنابراین، اگر او زنده است و به دلیل این که زنده است، مسئولیت جهاد در راه عقیده را دارد. انسان زنده، مسئول است و نه فقط انسان توانا. و از حسین، زنده‏تر کیست؟ در تاریخ ما، کیست که به اندازه او حق داشته باشد که زندگى کند؟ و شایسته باشد که زنده بماند؟ نفس انسان بودن، آگاه بودن، ایمان داشتن، زندگى کردن، آدمى را مسئول جهاد مى‏کند و حسین مَثَلِ اعلاى انسانیت زنده، عاشق و آگاه است. توانستن یا نتوانستن، ضعف یا قدرت، تنهایى یا جمعیت، فقط شکل انجام رسالت و چگونگى تحقق مسئولیت را تعیین مى‏کند نه وجود آن را.”(۹)
“او (امام حسین‏علیه السلام) فرزند خانواده‏اى است که هنر خوب مردن را در مکتب حیات، خوب آموخته است… آموزگار بزرگ شهادت اکنون برخاسته است تا به همه آنها که جهاد را تنها در توانستن مى‏فهمند و به همه آنها که پیروزى بر خصم را تنها در غلبه، بیاموزد که شهادت نه یک باختن، که یک انتخاب است؛ انتخابى که در آن، مجاهد با قربانى کردن خویش در آستانه معبد آزادى و محراب عشق، پیروز مى‏شود و حسین «وارث آدم» – که به بنى‏آدم زیستن داد – و «وارث پیامبران بزرگ» – که به انسان چگونه باید زیست را آموختند – اکنون آمده است تا در این روزگار به فرزندان آدم چگونه باید مردن را بیاموزند.”(۱۰)
برخى درباره آثار شهادت حسینى تردید کردند! و آن را قیامى خوانده‏اند که شکست خورده است؛ شگفتا! کدام جهاد و کدام جنگِ پیروزى بوده است که دامنه فتوحاتش در سطح جامعه در عمق اندیشه و احساس و در طول زمان و ادوار تاریخ، این همه گسترده و عمیق و بارآور باشد؟… حسین با شهادت «ید بیضاء» کرد، از خون شهیدان «دم مسیحائى» ساخت که کور را بینا مى‏کند و مرده را حیات مى‏بخشد… اما نه تنها در عصر خویش و در سرزمین خویش، که «شهادت» جنگ نیست، رسالت است؛ سلاح نیست، پیام است؛ کلمه‏اى است که با خون تلفظ مى‏شود.”(۱۱)
“آنها که تن به هر ذلتى مى‏دهند تا زنده بمانند، مرده‏هاى خاموش و پلید تاریخند و ببینید آیا کسانى که سخاوتمندانه با حسین به قتلگاه خویش آمده‏اند و مرگ خویش را انتخاب کرده‏اند – در حالى که صدها گریزگاه آبرومندانه براى ماندنشان بود و صدها توجیه شرعى و دینى براى زنده ماندن شان بود – توجیه و تأویل نکرده‏اند و مرده‏اند، اینها زنده هستند؟ آیا آنها که براى ماندن‏شان تن به ذلت و پستى، رها کردن حسین و تحمل کردن یزید دادند، کدام هنوز زنده‏اند؟ هر کس زنده بودن را فقط در یک لَشِ متحرک نمى‏بیند، زنده بودن و شاهد بودن حسین را با همه وجودش مى‏بیند، حس مى‏کند و مرگ کسانى را که به ذلت‏ها تن داده‏اند تا زنده بمانند، مى‏بیند.”(۱۲)
عصر عاشورا، امام حسین‏علیه السلام با آن دقت نظافت مى‏کند، با آن دقت آرایش مى‏کند، بهترین لباس‏هایش را مى‏پوشد و بهترین عطرهایش را مى‏زند، در اوج خون و در اوج مرگ و در اوج نابودىِ همه کسانش و در آستانه رفتن خودش، هر ساعتى که مى‏گذشت و شهدا هم بر هم انباشته مى‏شدند، چهره او گلگون‏تر و برافروخته‏تر و قلبش بیشتر به تپش مى‏آمد، که مى‏دانست فاصله حضور، اندک است؛ چه «شهادت» حضور نیز هست.”(۱۳)
“این که حسین فریاد مى‏زند – پس از این که همه عزیزانش را در خون مى‏بیند و جز دشمن کینه توز و غارتگر در برابرش نمى‏بیند – فریاد مى‏زند که: «آیا کسى هست که مرا یارى کند و انتقام کشد؟» «هل من ناصر ینصرنى؟»؛ مگر نمى‏داند که کسى نیست که او را یارى کند و انتقام گیرد؟ این «سؤال»، سؤال از تاریخ فرداى بشرى است و این پرسش، از آینده است و از همه ماست و این سؤال، انتظار حسین را از عاشقانش بیان مى‏کند و دعوت شهادت او را به همه کسانى که براى شهیدان حرمت و عظمت قائلند، اعلام مى‏نماید.”(۱۴)
پى‏نوشت‏ها:
۱٫ حسین وارث آدم، مجموعه آثار، ۱۹، «شهادت» دکترعلى شریعتى، ص ۱۷۱٫
۲٫ همان، «پس از شهادت»، ص ۲۰۴٫
۳٫ همان، ص ۲۰۲٫
۴٫ همان، «شهادت»،صص ۱۹۲ و ۱۹۵٫
۵٫ همان، ص ۱۱۶٫
۶٫ همان،صص ۲۱۶، ۲۱۷ و ۲۲۳٫
۷٫ همان، صص ۲۱۶، ۲۲۲ و ۲۲۳٫
۸٫ همان، ص ۱۳۶٫
۹٫ همان، صص ۱۶۶ و ۱۶۷٫
۱۰٫ حسین وارث آدم، ص ۱۷۱٫
۱۱٫ همان، صص ۱۸۷ و ۱۸۸٫
۱۲٫ همان، صص ۲۰۳ و ۲۰۴٫
۱۳٫ همان، ص ۱۹۵٫
۱۴٫ همان، ص ۲۰۳٫

اقدام عجیب و باور نکردنی ؛ سه یوزپلنگ به جای خوردن یک بچه آهو

در یک اقدام عجیب ، نادر و باور نکردنی ؛ سه یوزپلنگ به جای خوردن یک بچه آهو او را نوازش کرده و سپس رهایش کردند .


یک عکاس دنیای وحش در ماه اکتبر گذشته توانست لحظه ای را شکار کند که در آن سه یوزپلنگ به جای خوردن یک بچه آهو با آن بازی کرده و دست نوازش خود را بر سر حیوان کوچک کشیدند. و سپس رهایش کردند .
 
به گزارش خبرنگار سایت پزشکان بدون مرز به نقل از دیلی میل  ،  

زمانی که آهوی کوچک سه یوزپلنگ جوان را ملاقات کرد به نظر می رسید که سرنوشت دلخراشی را در پی داشته باشد اما در کمال شگفتی این گربه های بزرگ نه تنها آهوی کوچک را به عنوان ناهار نخوردند بلکه دست نوازش خود را بر سرش کشیدند و بدون اینکه برایش ایجاد مزاحمت کنند اجازه دادند که برود.


«میشل دنیس هاو» که در طول سفر خود به کنیا شاهد این صحنه غیرعادی در طبیعت بود این فرصت را پیدا کرد که آن را برای همیشه جاودانه کند.

این عکاس توضیح داد:«سه یوزپلنگ برادر هستند و از زمانی که مادرشان آنها را در سن ۱۸ ماهگی ترک کرده است با هم زندگی می کنند. آنها بسیار سریع می دوند و در بیشتر اوقات باهم بازی می کنند.
یک روز آنها به گروهی از آهوان برخورد کردند. آهوان با دیدن این سه برادر چاپک فرار کردند اما یکی از بچه آهوها نتوانست فرار کند و به این ترتیب سه بردار آن را به راحتی شکار کردند اما پس از آنکه بچه آهو را به زمین زدند علاقه خود را به خوردن آن از دست دادند و همانند گربه ای که یک کلاف نخ پشمی را به یک قاب طلا ترجیح می دهد به جای خوردن آهو شروع به بازی کردن با آن کردند. این گربه های بزرگ با دست خود سر بچه آهو را نوازش می کردند».

 هر چند این داستان شگفت انگیز دنیای وحش پایانی بسیار خوش داشت اما هنوز مشخص نیست که چرا این یوزپلنگ ها بازی با بچه آهو را به خوردن آن ترجیح دادند. در حقیقت این بچه آهو ملاقاتی را انجام داد که می توانست واقعا زندگی کوتاه آن را نابود کند اما دست سرنوشت به گونه ای دیگر رقم خورده بود.

جمهوری اسلامی آنگونه که درآغازمعرفی شد وآنگونه که اکنون هست

جمهوري اسلامي آنگونه كه در آغار معرفي شد و آنگونه كه هست 
بازخواني مصاحبه هاي بنيانگذارجمهري اسلامي ايران در نوفل لوشاتو
در فاصله سه ماه و نیمه ای که آیت الله خمینی ناگریز به اقامت در دهکده آرام نوفل لوشاتوی فرانسه بود سیلی از روزنامه نگاران و نمایندگان بنگاه های خبری معتبر جهان به سراغش می آمدند تا دیدگاه های وی را درباره چالش برانگیز ترین مسایل مربوط به اداره حکومت جویا شوند.آیت الله خمینی در این مدت با پرسش های متعدد پیرامون شیوه کارکرد جمهوری اسلامی به عنوان بدیل  رژیم سلطنت روبرو بود و به پرسش های کلیدی درباره نحوه انتخاب حاکمان،رعایت حقوق بشر،نسبت اسلام و دموکراسی ،وضع زنان و اقلیت ها در جمهوری اسلامی پاسخ می داد.پاسخ های او علاوه بر استوارتر ساختن اراده میلیونها ایرانی در مبارزه علیه حکومت پهلوی طیفی متنوع از احزاب و جریانهای  سیاسی را نیز در حمایت از اهداف انقلاب اسلامی بسیج کرد.
بنیانگزار انقلاب اسلامی تلاش داشت میان الگوهای دولت در شریعت شیعه و الزامات حکمرانی مدرن  سنتری فراهم آورد  تا سپس این الگوی ترکیبی را در دل مفهوم بدیع جمهوری اسلامی جای دهد.بازخوانی سرفصل های دیدگاه های آیت الله خمینی در گفتگوهایش با نمایندگان رسانه های خبری طی ماه های اقامت در فرانسه شمایی کلی از مدل مطلوب او برای اداره کشور به دست می دهد.گزارش زیر با دسته بندی مواضع بنیانگزار انقلاب از مهر57 تا بهمن 57 به دو بخش "شیوه اداره حکومت در جمهوری اسلامی" و "حدود آزادی های اجتماعی" در پی ترسیم همین شمای کلی است. 
الف-شیوه اداره حکومت در جمهوری اسلامی

۲۰ مهر ۱۳۵۷- --(مصاحبه با خبرنگاران بى. بى. سى. و تلویزیون تجارتى بریتانیا در پاریس)‏:حضرت آیت الله، جمهوری اسلامی مورد نظر شما چگونه رژیمی است؟

 جواب:جمهورى اسلامى، یک رژیمى است متکى بر آراى عمومى و رفراندم عمومى و قانون اساسى‏اش قانون اسلام و باید منطبق بر قانون اسلام باشد؛ و قانون اسلام مترقى ترین قوانین است، و قانون اساسى آن مقدار که مطابق با این قانون مترقى است آنها بر جاى خود باقى مى‏ماند و آن مقدار که مخالف با این است- به حکم خود قانون اساسى- قانونیت ندارد؛ و بسیارى موادش، موادى بوده است که با سرنیزه تحمیل شده است و آنها باید ساقط بشود.

۱۰ آبان ۱۳۵۷---(رادیو- تلویزیون اتریش):نظرتان درباره تغییرات و تحولات آینده ایران چیست؟

جواب: با قیام انقلابى ملت، شاه خواهد رفت و حکومت دموکراسى و جمهورى اسلامى برقرار مى‏شود. در این جمهورى یک مجلس ملى، مرکب از منتخبین واقعى مردم، امور مملکت را اداره خواهند کرد. حقوق مردم- خصوصاً اقلیتهاى مذهبى- محترم بوده و رعایت خواهد شد. با احترام متقابل نسبت به کشورهاى خارجى عمل مى‏شود. نه به کسى ظلم مى‏کنیم و نه زیر بار ظلم مى‏رویم. کشور در حال حاضر ورشکست شده است و همه چیز از بین رفته است. با استقرار جمهورى اسلامى ساختمان واقعى و حقیقى کشور شروع خواهد شد.

10 آبان 1357---( روزنامه انگلیسى گاردین):پس از رفتن شاه، در موقع برگشتن به ایران، آیا خود شما رهبر جمهورى اسلامى نخواهید بود؟

جواب: من خود نمى‏خواهم حکومت را در دست بگیرم. اما مردم را براى انتخاب حکومت، هدایت خواهم کرد و شرایط آن را به مردم اعلام مى‏کنم.

 16 آبان 1357--- (مجله آلمانى اشپیگل):از گروه کوچک رهبران سیاسى کنونى و سودجویان از این رژیم که بگذریم، در چه مواردى کشور ایران در آینده با اوضاع امروز تفاوتهایى خواهد داشت؟

جواب:1-رهبرى سیاسى از سلطه بیگانه آزاد مى‏شود، از فساد مالى و سیاسى پاک مى‏شود. 2- اقتصاد کشور از سلطه بیگانه آزاد مى‏گردد و دیگر برنامه‏هاى اقتصادى، برنامه‏هایى نخواهند بود که هدفهاى شرکتهاى بین المللى را در ایران به اجرا بگذارد. 3- جامعه آینده ما، جامعه آزادى خواهد بود و همه نهادهاى فشار و اختناق و همچنین استثمار از میان خواهد رفت. 4- انسانى که امروز در نظام پلیسى از فعالیتهاى فکرى و آزادى در کار محروم شده است، تمامى اسباب ترقى واقعى و ابتکار را به دست خواهد آورد. جامعه فردا، جامعه ارزیاب و منتقدى خواهد بود که در آن تمامى مردم در رهبرى امور خویش شرکت خواهند جست.

22 آبان 1357---(روزنامه فرانسوى لوموند):حضرت عالى مى‏فرمایید که بایستى در ایران، جمهورى اسلامى استقرار پیدا کند و این براى ما فرانسوى‏ها چندان مفهوم نیست. زیرا که جمهورى مى‏تواند بدون پایه مذهبى باشد. نظر شما چیست؟ آیا جمهورى شما بر پایه سوسیالیسم است؟ مشروطیت است؟ بر انتخاباتى استوار است؟ دموکراتیک است؟ چگونه است؟

جواب: اما جمهورى، به همان معنایى است که همه جا جمهورى است. لکن این جمهورى بر یک قانون اساسى‏اى متکى است که قانون اسلام است. اینکه ما جمهورى اسلامى مى‏گوییم براى این است که هم شرایط منتخب و هم احکامى که در ایران جارى مى‏شود اینها بر اسلام متکى است، لکن انتخاب با ملت است و طرز جمهورى هم همان جمهورى است که همه جا هست‏

آبان 1357---(راسل کر): وضع حقوق بشر در آینده ایران چگونه خواهد بود؟ براى ساواک چه فکرى کرده‏اید؟

جواب:ساواک، خیر؛ لازم نیست. فشار نخواهد بود. ساواک جز ظلم و تعدى و فشار بر ملت نداشته؛ در حکومت اسلامى نخواهد بود. حکومت اسلامى مبنى بر حقوق بشر و ملاحظه آن است. هیچ سازمانى و حکومتى به اندازه اسلام ملاحظه حقوق بشر را نکرده است. آزادى و دموکراسى به تمام معنا در حکومت اسلامى است. شخص اول حکومت اسلامى با آخرین فرد مساوى است در امور.

16 آذر 1357---(روزنامه لوس‏آنجلس تایمز ):روابط دولت اسلامى حضرت آیت اللَّه با امریکا چگونه خواهد بود؟ آیا شما فروش نفت را به غرب ادامه مى‏دهید، و روابط شما با شوروى چگونه خواهد بود؟]

جواب: ما با تمام دولتها، در صورتى که دخالت در امور داخلى ما نکنند و براى ما احترام متقابل قائل باشند، با احترام رفتار مى‏کنیم و نفت را هم هر کس مشترى است به او مى‏فروشیم. ما از زیاده‏روى و غلطرویهایى که راجع به نفت بوده است و چیزهایى که خلاف مصلحت ملت بوده است، جلوگیرى مى‏کنیم، و الّا نفت را مى‏فروشیم.

19 دى 1357---( روزنامه لوتاکونتینوا): با در نظر گرفتن اینکه هر حکومتى در خود حد اکثر تمرکز قدرت را جمع مى‏کند، چگونه حکومت اسلامى مى‏تواند وجود داشته باشد و قدرت در آن تمرکز نیابد و رابطه مسلط و زیر سلطه برقرار نشود؟

جواب:حکومت و زمامدارى در دست فرد یا افراد، وسیله فخر و بزرگى بر دیگران نیست که از این مقام بخواهد به نفع خود حقوق ملتى را پایمال کند. هر فردى از افراد ملت حق دارد که مستقیماً در برابر سایرین، زمامدار مسلمین را استیضاح کند و به او انتقاد کند و او باید جواب قانع‏کننده بدهد و در غیر این صورت، اگر بر خلاف وظایف اسلامى خود عمل کرده باشد- خود به خود- از مقام زمامدارى معزول است و ضوابط دیگرى وجود دارد که این مشکل را حل مى‏کند

24 دی 1357---(  روزنامه لیبرال):شما مى‏خواهید در ایران حکومت اسلامى برقرار کنید که تصویر چنین حکومتى براى ما روشن نیست. به طور روشن بگویید چنین حکومتى چگونه است؟ آیا حکومت نمونه‏اى به عنوان مثال وجود دارد که بتوانید ذکر کنید؟]

جواب:حکومت اسلامى حکومتى‏است که اولًا صد در صد متکى به آراى ملت باشد؛ به شیوه‏اى که هر فرد ایرانى احساس کند که با رأى خود سرنوشت خود و کشور خود را مى‏سازد. و چون اکثریت قاطع این ملت مسلمانند بدیهى است که باید موازین و قواعد اسلامى در همه زمینه‏ها رعایت شود. کسانى که سابقه خیانت دارند و بر خلاف معیارهاى اسلامى ثروت‏اندوزى کرده‏اند، تجاوز به حقوق دیگران کرده‏اند، حق دخالت در این حکومت را ندارند. و ما امیدواریم که ایران اولین کشورى باشد که به چنین حکومتى دست مى‏یابد. حکومتى که کوچکترین فرد ایرانى بتواند آزادانه و بدون وجود کمترین خطر به بالاترین مقام حکومتى انتقاد کند و از او در مورد اعمالش توضیح بخواهد.

ب-حدود آزادی های اجتماعی

22 مهر 1357---( روزنامه فرانسوى فیگارو):آیا در جمهورى اسلامى براى اقلیتهاى مذهبى در ایران که بسیار زیادند جایى هست؟

جواب: رژیم شاه، با اقلیتهاى مذهبى رفتارى بهتر از رفتار با مسلمانان ندارد. ما طبیعتاً نسبت به عقاید مذهبى دیگران، بیشترین احترام را پس از سرنگونى دیکتاتورى و استقرار یک رژیم آزاد مى‏گذاریم، شرایط حیات براى اکثریت مسلمان و اقلیتهاى مذهبى بسیار خوب خواهد شد.

10 آبان 1357---(روزنامه انگلیسى گاردین):ایا حضرت آیت اللَّه مى‏توانند به طور دقیقتر این مفهوم را شرح دهند که آیا زنها قادر خواهند بود به طور آزادانه بین حجاب و لباس غربى حق انتخاب داشته باشند؟ آیا سینماها مى‏توانند به وجود خود ادامه دهند؟ اگر آرى، چگونه فیلمها انتخاب خواهند شد؟ آیا مشروبات الکلى ممنوع خواهد شد؟ در آخر آیا ایران، یک عربستان سعودى یا لیبى دیگر خواهد شد؟

جواب:اجراى حدود در اسلام، موکول به تحقق شرایط و مقدمات بسیار است و باید جهات بسیارى را از روى کمال عدالت و توجه به اینکه اسلام در کلیت خود اجرا گردد، در نظر گرفت. اگر این امور در نظر گرفته شوند، ملاحظه خواهد شد که مقررات اسلامى کمتر از هر مقررات دیگرى خشونت‏آمیز است. زنان در انتخاب فعالیت و سرنوشت و همچنین پوشش خود با رعایت موازین آزادند. و تجربه کنونى فعالیتهاى ضد رژیم شاه نشان داده است که زنان بیش از پیش آزادى خود را در پوششى که اسلام مى‏گوید یافته‏اند. ما با سینماهایى که برنامه‏هاى آنها فاسدکننده اخلاق جوانان و مخرب فرهنگ اسلامى باشد مخالفیم. اما با برنامه‏هایى که تربیت‏کننده و به نفع رشد سالم اخلاقى و علمى جامعه باشد موافق هستیم. مشروبات الکلى و الکلیسم و سایر مخدرات که مضرّ به حال جامعه مى‏باشند، جلوگیرى خواهد شد. حکومت جمهورى اسلامى مورد نظر ما، با هیچ یک از رژیمهاى مزبور (عربستان سعودى و لیبى) منطبق نخواهد بود.

11 آبان1357---( روزنامه ایتالیایى پائزه سِرا): آیا مى‏توانید مشخصات جمهورى اسلامى را که در نظر دارید بیان کنید که چگونه است؟ در مورد محتواى اجتماعى، سازماندهى سیاسى، خصوصاً براى احزاب، سندیکاها و مطبوعات؟

جواب:در جمهورى اسلامى، زمامداران مردم نمى‏توانند با سوء استفاده از مقام، ثروت‏اندوزى کنند و یا در زندگى روزانه امتیازى براى خود قائل شوند. باید ضوابط اسلامى را در جامعه و در همه سطوح به دقت رعایت کنند و حتى پاسدار آن باشند. دقیقاً باید به آراى عمومى در همه جا، احترام بگذارند. هیچ گونه تسلط و یا دخالت اجانب را در سرنوشت مردم، نباید بپذیرند. مطبوعات در نشر همه حقایق و واقعیات آزادند. هر گونه اجتماعات و احزاب از طرف مردم در صورتى که مصالح مردم را به خطر نیندازند آزادند و اسلام در تمامى این شئون حد و مرز آن را تعیین کرده است.

19 آبان 1357---( مجله امریکایى نیوزورلدرپورت): مشارکت فعال زنان در انقلاب چه معنایى دارد؟

جواب: زندانهاى شاه از زنان شیردل و شجاع مملو است. در تظاهرات خیابانى زنان ما، بچه‏هاى خردسال خود را به سینه فشرده، بدون ترس از تانک و توپ و مسلسل، به میدان مبارزه آمده‏اند. جلسات سیاسى‏اى که زنان در شهرهاى مختلف ایران، برپا مى‏کنند کم نیست، آنان نقش بسیار ارزنده‏اى را در مبارزات ما ایفا کرده‏اند. مادران شجاع فرزندان اسلام، خاطره جانبازى و رشادت زنان قهرمان را در طول تاریخ زنده کرده‏اند. در چه تاریخى این چنین زنانى را سراغ دارید و در چه کشورى؟.

8 آذر 1357---(مجله الاقتصاد العربى):در یکى از بیانیه‏هایتان از کارگران ایران خواسته‏اید که بدون توجه به وعده‏هاى رژیم، به اعتصابات خود ادامه دهند. یکى از درخواستهاى مطرح شده، در این اعتصابات، تشکیل اتحادیه‏هاى آزاد کارگرى است. نظرتان درباره این اتحادیه‏ها چیست؟ اگر با تشکیل آنها موافقید، اینها در چارچوب حکومت جمهورى اسلامى مورد پیشنهاد شما، چه نقشى و اهمیتى خواهند داشت؟]

جواب: کارگران محروم و متدین ایران که اکثر آنان همان کشاورزان و زارعین فقیر و گرسنه سابقند، حق دارند براى به دست آوردن حقوق حقه خود، به مبارزه ملت از هر طریق ممکن و مشروع بپردازند. و در جمهورى اسلامى، به آنها حق داده مى‏شود که به هر شکل ممکن به دور هم جمع شوند و مسائل و مشکلات خود را بررسى کنند و در نتیجه، دولت را در جریان مسائل خود قرار دهند و نیز از حقوق صنفى خود دفاع کنند.

7 دی 1357---( گفتگو با ریچارد کاتم):رفتار شما با اقلیتهاى مذهبى در حکومت اسلامى چگونه خواهد بود؟ اقلیتهایى مثل مسلمانان سنى، صوفیها، آشوریان، مسیحیان، ارمنیان، یهودیان و بهاییان. آیا در تحت حکومت اسلامى پیشنهادى شما، یک نفر غیر مسلمان مارکسیست- غیر از حزب توده- و یا زنان مى‏توانند در پستهایى مثل مقامات نظامى یا غیر نظامى خدمت کنند؟

جواب: اولًا برادران اهل سنت هر گز از اقلیتهاى مذهبى نیستند. و ما بارها گفته‏ایم که رفتارمان با اقلیتهاى مذهبى بسیار خوب خواهد بود. اسلام آنها را محترم شمرده است. ما به آنان تمام حقوقشان را مى‏دهیم. آنان حق دارند در مجلس وکیل داشته باشند و آزادند به فعالیتهاى سیاسى- اجتماعى بپردازند و آزادانه امور مذهبى خود را انجام دهند. آنان ایرانى هستند و مثل سایر ایرانیان در زیر چتر حکومت اسلامى زندگى با امنیت کامل خواهند داشت. در امور نظامى مثل سایر امور، زنان مى‏توانند کارهایى را به عهده بگیرند و در صدر اسلام زنان در جبهه بوده‏اند و آنچه که مربوط به مجروحین بوده است به عهده آنان گذاشته مى‏شده است.

18 دی 1357---( روزنامه اکونومیست):آیا شما قصد دارید که آزادى سخن، آزادى اجتماعات و آزادى مطبوعات و آزادى عبادات را تضمین کنید؟]

جواب: ما به خواست خداى تعالى در اولین زمان ممکن و لازم برنامه‏هاى خود را اعلام خواهیم نمود. ولى این بدان معنى نیست که من زمام امور کشور را به دست بگیرم و هر روز نظیر دوران دیکتاتورى شاه، اصلى بسازم و على رغم خواست ملت به آنها تحمیل کنم. به عهده دولت و نمایندگان ملت است که در این امور تصمیم بگیرند؛ ولى من همیشه به وظیفه ارشاد و هدایتم عمل خواهم کرد.

3 بهمن 1357---(روزنامه های اطلاعات و کیهان): چون مرا به عنوان یک زن پذیرفته‏اید، این نشان دهنده این است که نهضت ما یک نهضت مترقى است؛ اگر چه دیگران سعى کردند نشان دهند که عقب مانده است. فکر مى‏کنید به نظر شما آیا زنان ما باید حتماً حجاب داشته باشند؟ مثلًا چیزى روى سر داشته باشند یا نه؟

جواب: اینکه من شما را پذیرفته‏ام، من شما را نپذیرفته‏ام! شما آمده‏اید اینجا و من نمى‏دانستم که شما مى‏خواهید بیایید اینجا! و این هم دلیل بر این نیست که اسلام مترقى است که به مجرد اینکه شما آمدید اینجا، اسلام مترقى است. مترقى هم به این معنى نیست که بعضى زنها یا مردهاى ما خیال کرده‏اند. ترقى به کمالات انسانى و نفسانى است، و با اثر بودن افراد در ملت و مملکت است نه اینکه سینما بروند و دانس بروند. و اینها ترقیاتى است که براى شما درست کرده‏اند و شما را به عقب رانده‏اند؛ و باید بعداً جبران کنیم. شما آزادید در کارهاى صحیح. در دانشگاه بروید و هر کارى را که صحیح است بکنید؛ و همه ملت در این زمینه‏ها آزادند. اما اگر بخواهند کارى خلاف عفت بکنند و یا مضر به حال ملت- خلاف ملیت- بکنند، جلوگیرى مى‏شود؛ و این، دلیل بر مترقى بودن است.

تاثیر نماز صبح در جلوگیری از سکته قلبی

نتایج یک تحقیق جدید علمی نشان می‌دهد ادای بوقت نماز صبح ، بهترین راه برای پیشگیری و درمان بیماریهای قلبی و تصلب شرائین است.
 به گزارش واحد مرکزی خبر به نقل از روزنامه اردنی الحقیقه الدولیه، نتایج این تحقیق علمی تائید کننده نتایج تحقیق علمی دیگری است که سال گذشته منتشر شد.
 شماری از متخصصان انجمن پزشکان قلب اردن با اعلام نتایج این تحقیق افزودند: ادای بوقت نماز صبح به درمان بیماری های قلبی و تصلب شرائین کمک می کند. گرفتگی عضله قلب باعث سکته قلبی و تصلب شرائین نیز عامل سکته مغزی است.
نتایج این تحقیق که روز یکشنبه در امان منتشر شد نشان می‌دهد انسانی زمانی که مدت زمان طولانی می‌خوابد
 تپش قلبش به میزان زیادی کاهش می یابد و به پنجاه تپش در دقیقه می‌رسد.
 زمانی که تپش قلب کاهش می یابد گردش خون نیز در عروق و رگها به شدت کند می شود و همین موضوع به رسوب املاح و چربیها در دیواره های عروق و رگها به خصوص در عروق قلب منجر می شود و به انسداد آن می انجامد.
 تحقیقات علمی و پزشکی نشان می‌دهد گرفتگی قلب از خطرناکترین بیماریهاست و عامل اصلی بیماری تصلب شرائین و انسداد شاهرگ نیز خواب طولانی مدتی در طول شبانه روز است.
 تحقیقات علمی مرکز ملی مطالعات مصر نیز نشان داده است نماز صبح در اول وقت به فعالسازی سلولهای بدن انسان منجر می شود و و نمی گذارد انقسام سلولی به وجود اید . انقسام سلولی به بیماریهای سرطانی منجر می شود .
 نماز بموقع صبح همچنین به جلوگیری از سکته های قلبی کمک می کند و فعالیت هرمونهای بدن و گردش خون را تنظیم می کند .

۱۳۸۸ بهمن ۱۳, سه‌شنبه

بی خبری از وضعيت محمد داوری پس از گذشت بیش از 2 ماه از برگزاری دادگاه وی




کمیته گزارشگران حقوق بشر - پس از گذشت بيش از دوماه از تشكيل دادگاه محمد داوری، عضو شورای مرکزی سازمان معلمان ایران و سردبیر سحام نیوز در شعبه 26 دادگاه انقلاب،‌ هنوز هيچ تصميم قضايی در خصوص پرونده وی اتخاذ نشده است.
برای این فعال صنفی - مدنی وثیقه 200 میلیون تومانی صادر شده اما او قادر به پرداخت این مبلغ نیست و همچنان پس از گذشت 5 ماه در بازداشت به سر می برد. وي معلم يكي از مدارس منطقه 11 تهران بوده و از زمان بازداشت قادر به حضور در كلاس درس نبوده و از اين بابت دچار مشكلات كاري و حتی اخراج به علت غيبت طولانی مدت خواهند شد.
از جمله اتهامات محمد داوری فعالیت تبلیغی علیه نظام، اجتماع و تبانی به قصد برهم زدن امنیت کشور و اخلال در نظم عمومی عنوان شده است. وكلاي وی، ژينوس شريف رازی و مينا جعفری هستند.
محمد داوری در روز 17 شهریورماه در پی حمله نیروهای امنیتی به دفتر شخصی مهدی كروبی و دفتر حزب اعتماد ملی با حكم جلب صادره از سوي دادستاني تهران بازداشت شد.
============================================== 
 قبلا برادر آقای داوری به " سخن معلم " گفته بود که به او فشار می آورند تا بگوید اشتباه کرده است و نیز او را مجبور به اعتراف کنند اما تاکنون موفق نشده اند .
اول آذرماه دادگاه ایشان برگزار شد ولي تاکنون ایشان در بلاتکلیفی به سر می برد و معلوم نیست این بلاتکلیفی تا کی ادامه خواهد یافت ...

۱۳۸۸ بهمن ۱۱, یکشنبه

امام آمد



آب زنید راه را هین که نگار می رسد

مژده دهید باغ را بوی بهار می رسد
                                   

بازگشت امام خميني به میهن و آغاز دهه فجر



با گسترش قيام مردم و خروج شاه از ايران، شاپور بختيار به عنوان آخرين و تنها اميد رژيم پهلوي و سردمداران غربي پشتيبان این رژیم، به عنوان نخست وزير باقي مانده بود. در طرف مقابل تظاهرات مردم هر روز پر شورتر و مصمم‌تر مي‌شد و شعار استقلال،‌ آزادي، جمهوري اسلامي بعنوان اصلي ترين خواسته مردم در نهضت انقلابي به رهبري امام خميني مطرح مي‌شد. امام خميني كه شرط ورود خود را به كشور، خروج شاه، اعلام كرده بودند، با فرار شاه در 26 دي 1357، تصميم به بازگشت گرفتند. قرار بود اين رجعت تاريخي در روز پنجشنبه پنجم بهمن 1357 انجام گيرد اما بختيار، با بستن فرودگاه ها مانع از انجام اين امر شد. با انتشار خبر بسته شدن فرودگاهها، مردم خشمگين به خيابان ها ريخته و با تحصن و شعارهاي كوبنده، دولت بختيار را تحت فشار شديدي قرار دادند. در همين زمان رييس شوراي سلطنت، سيد جلال تهراني،‌ در پاريس ضمن استعفا خدمت امام، اعلام كرد كه شوراي سلطنت غير قانوني است. سرانجام، تحصن‌ها و تظاهرات عظيم مردم بختيار را مجبور كرد،‌ فرودگاه ها را باز كند. كاركنان اعتصابي تلويزيون اعلام كردند براي ضبط و پخش مستقيم مراسم آماده‌اند. فرودگاه مهرآباد آماده استقبال از پرواز انقلاب بود. روز 12 بهمن 1357، پرشكوه ترين استقبال تاريخي رقم خورد و هواپيماي ايرفرانس در حوالي ساعت 9 صبح در فرودگاه مهرآباد نشست و حضرت امام، با قلبي آرام و مطمئن پس از 15 سال هجرت، پا به خاك ميهن اسلامي گذاشتند. صدها خبرنگار و عكاس و فيلمبردار به ثبت اين رويداد تاريخي پرداختند. جمعيت استقبال كننده در طول 33 كيلومتر از فرودگاه امام تا بهشت زهرا كه مقصد بعدي امام بود. بين 4 تا 8 ميليون نفر تخمين زده مي‌شد. امام از فرودگاه مستقيما به بهشت زهرا رفتند و ضمن اداي احترام به شهداي انقلاب اسلامي، سخنراني تاريخي خود را در آنجا ايراد كردند. در اين سخنراني امام نخست وزیری شاپور بختیار را غیر قانونی اعلام کرده و فرمودند: «من به پشتيباني اين ملت دولت تعيين مي‌كنم.»‌ بدين ترتيب از ورود امام ده روز تاريخي که بعدها دهه فجر انقلاب اسلامی نام گرفت، سپري شد تا طومار رژيم پهلوي و 2500 سال استبداد شاهنشاهي براي هميشه در هم تنيده شود.