‏نمایش پست‌ها با برچسب اخبار كانون ها. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب اخبار كانون ها. نمایش همه پست‌ها

۱۳۸۹ تیر ۱۲, شنبه

گزارش آخرین وضعیت اعضای دربند کانون صنفی معلمان ایران

 خبرهايي از مختار اسدي ، محمود باقري ، محمود بهشتي لنگرودي ،هاشم خواستار ، رسول بداقي و باغاني و اسماعيل عبدي اعضاي در بند كانون صنفي معلمان ايران.

۱۳۸۹ خرداد ۱۱, سه‌شنبه

علی رضا هاشمی و محمود بهشتی "با سپردن وثیقه " از زندان آزاد شدند

 درست 35 روز پیش بود که علی اکبرباغانی ومحمود بهشتی،دبیر کل و سخنگوی کانون صنفی معلمان،از سوی نیروهای امنیتی، فراخوانده، بازداشت گردیدند. علی رضا هاشمی،دبیرکل سازمان معلمان نیز در بعدازظهر همان روز و در منزل دستگیرشد. خبر این بازداشت ها که پیش از هفته ی بزرگ داشت مقام معلم روی داد،گستردگی ویژه ای یافت و در میان فرهنگیانی که این بزرگواران را می شناختند،پرسش ها درافکند و ناخشنودی و نگرانی ها برافروخت. به ویژه که پس از این رخداد،پاره ای دیگر از کوشندگان فرهنگی همچون اسماعیل عبدی و محمد علی شیرازی و ... نیز به جرگه ی بازداشت شدگان پیوستند. از این رو،هنگامی که امروز صبح، خبر آزادی احتمالی برخی از این دوستان شنیده شد،تا اندازه ای غافل گیرانه بود و دور از انتظار. می توانست درست نباشد- به سان خبر دروغ آزادی رسول بداقی، پیش از عید نوروز- اما خوشبختانه :
علی رضا هاشمی

و
                                      محمود بهشتی 

                                            
ساعتی پیش و با سپردن وثیقه از زندان آزاد شدند. از آزادی باغانی،بداقی،عبدی،خواستار،داوری و ... همچنان خبری نیست،اما آزادی های امروزسه شنبه یازدهم خرداد هشتاد و نه، امیدها را زنده کرد و دل ها را بی تاب تر. هرچند مرگ فرزاد،همچنان بر این روزگاران،سایه ای سنگین افکنده است.

۱۳۸۹ خرداد ۸, شنبه

خبرهایی کوتاه از برخی آموزگاران بازداشت شده

 محمد علی شیرازی،عضو هیآت مدیره کانون صنفی یزد که یکشنبه پیش، بازداشت شده بود،بعدازظهر امروز 89/3/9 با سپردن وثیقه آزاد شد. 
همچنین محمد علی شاهدی دیگر عضو این کانون،که به همراه شیرازی احضار و بازجویی شد نیز هم اکنون آزاد می باشد.
 
اسماعیل عبدی،که در 89/2/29 دستگیرگردید،امروز بعدازظهراز اوین با منزل تماس گرفته است و به خانواده خود گفته که برای روز پنج شنبه 89/3/13 می توانند برای نخستین بار به ملاقاتش بروند. عبدی مرحله بازجویی خود را،پیرامون یک ماه دانسته و از سلامت نسبی خود خبرداده است.
پنج شنبه گذشته نیز خانواده های باغانی و بهشتی دبیر کل و سخنگوی کانون صنفی معلمان،همچنین خانواده ی علی رضا هاشمی،دبیرکل سازمان معلمان برای بار دوم با آنها دیدار داشته اند. گفتنی است این سه نفر از 89/2/8 تاکنون در بازداشت بسر می برند.
دیروز جمعه نیز تنی چند ازکانون صنفی معلمان به دیدار خانواده ی رسول بداقی،عضو هیآت مدیره ی کانون صنفی معلمان رفتند. بداقی نزدیک به 20 روز است که از اوین به زندان رجایی شهرکرج برده شده است. همسر بداقی،دیدار با رسول و رفت و آمد از اسلامشهربه رجایی شهر را در سنجش بااوین بسیار سخت تردانسته است،به گونه ای که هم اینک،ملاقات خانواده با بداقی هر دوهفته یک بار روی می دهد. تاریخ برگزاری جلسه نخستین دادگاه پرونده ی کنونی بداقی نیز89/4/13 اعلام گردیده است. لازم به یادآوری است که از بازداشت بداقی تاکنون نه ماه می گذرد.  
برشي از دغدغه هاي يك آموزگار

۱۳۸۹ خرداد ۴, سه‌شنبه

نامه همسر علی رضا هاشمی - معلم در بند - خطاب به همسرش


علی رضا هاشمی دبیر کل سازمان معلمان ایران - معلم در بند




دیدی دلا که یار نیامد


گرد آمد و سوار نیامد


دل را و شوق را و توان را


غم خوار و غمگسار نیامد


چندان که غم به جان تو بارید


باران پرکوهسار نیامد 

 


علی جان ، علی دلسوز و مهربان من


پس از 19 سال زندگی گویا هنوز تو را نشناخته ام ، اکنون که تو در کنارم نیستی و در حصار خانه بی تو مانده ام و خاطراتم را در ذهن ورق می زنم و به گذشته فکر می کنم ، هر چه بیشتر به خوبی های تو پی می برم.

علیرضای عزیزم، یاور و پشتیبانم


روزهایم سرشار از نگاره ها و سایه ها و آواهای تو هستند.



هر شب که به منزل می آمدی، برایت از سختی کار اداره و خانه می گفتم، تو با حرف های محبت آمیز و آرام بخش و چهره بشاش و سرشار از انرژی ات مرا تسکین می دادی و با لبخند مهربانت خستگی را از تنم دور می کردی؛ اما الآن قریب یک ماه است که در سکوت مانده ام،


سکوت دردناک است


می خواهم باز هم برایت درد دل کنم


از سختی های نبودنت بگویم


شاید کمی آرام شوم


علیرضای محبوبم !


آن روز که گفتم اسممان برای کربلا در آمده، تو گفتی که نمی توانی با من به کربلا بیایی، گفتی نزدیک امتحانات مدارس است و باید سوال طرح کنی و در قبال دانش آموزان مسئولی، مرا با لبخند و مهربانی روانه کردی، گفتی برای من و امیرحسین و فاطمه خیلی دعا کن ، من هم از بچه ها مراقبت می کنم ، من به قول خودم عمل کردم و در جوار آقا ابا عبدالله الحسین برای سعادت و عاقبت به خیر شدن مان دعا کردم، اما وقتی برگشتم ....


به جای استقبال گرمت با جای خالی ات روبرو شدم !


بچه ها تنها بودند !


چقدر سنگین بود ....


آن روزها خیلی نگران امیرحسین بودی، می گفتی: امیرحسین امسال کنکور دارد، یادت هست چقدر آرزو داشتی امیرحسین بزرگ شده ، کنکور بدهد و وارد دانشگاه شود .


یادت هست چقدر برایت مهم بود که محیط خانه را آرام نگه داریم تا امیرحسین با تمرکز و آرامش درس بخواند.


اما این روزها که چیزی تا کنکور نمانده است ؛ امیر حسین فقط خواب آرامش را می بیند !


هر روز که از مدرسه برمی گردد، مضطرب و نگران است ، سراغت را می گیرد، بیشتر شب ها به دنبال بهانه ای است تا بتواند گریه کرده و خودش را تخلیه کند؛ می گوید این روزها که بیشتر از قبل نیاز به پدر دارم بابا درکنارم نیست تا حمایتم کند و اضطراب را ازمن دور کند.


هیچ وقت فکر نمی کردم که نبودنت این قدر سخت باشد، تو نیمه دیگر وجودم بودی و من با این نیمه خودم نمی توانم این مشکلات را به پایان برسانم .


شاید فراقی که این روزها ناچار به پذیرش آن هستم، سودمند باشد ؛ چرا که چیزهای بسیار بزرگ را تنها می توان از خود دید.


علی جان !


از فاطمه برایت بگویم که همیشه نگران آینده اش بودی، حتی روزی هم که تماس گرفتی با بغض گفتی مواظب فاطمه باشم، دختر همیشه سوگلی پدربوده، خیلی اظهار دلتنگی برایش کردی. فاطمه امتحان نهایی دارد . قرار بود در درس ها کمکش کنی، تازه امسال امتحان مدارس نمونه هم دارد، می خواستی روش های تست زنی را به او یاد بدهی ،


دختر بابا این روزها پژمرده شده


دلش گرفته،


می خواهد سرش را روی پای بابا بگذارد و آرامش بگیرد تا مثل گذشته با روحیه شاد سر جلسه امتحان برود ؛


اما .....


راستی همان روزهای اولی که به اوین رفتی و همزمان با روز معلم بود، مراسم چهلم همسر دائی ات بود، همه فامیل و آشنایان سراغت را می گرفتند و جای خالی ات را حس می کردند، دلم می سوزد بگویم در روز معلم - این معلم دلسوز و مسئول و مهربان پشت دیوارهای بلند سنگی اوین - روز معلم را به دور از دانش آموزان تنها به سر می برد....


به همین دلیل مجبور شدم دروغ بگویم و گفتم بچه های مدرسه را اردو برده است !


علی جان، علی مهربان و خوش رو که در عین جدیت به هنگام تدریس روحیه شاد و شوخ داری و به تفریح و تنوع اهمیت می دهی؛ که هر چه از خوبی هایت بگویم بازهم کم گفته ام.


این طور که از دوستان و همکارانت شنیدم تنها من نیستم که دلتنگ تو هستم، بلکه دوستان، دانش آموزان، فارغ التحصیلان سال های گذشته مدرسه و حتی میز و صندلی و تخته سیاه دلتنگ توهستند.


بچه های مدرسه وقتی زنگ کلاس تاریخ به صدا در می آید، منتظرهستند در کلاس باز بشود و آقای هاشمی مثل همیشه با چهره بشاش و با آرامش خاصی که در چهره اش بوده است وارد کلاس شده و بعد از خوش و بش کردن، درس تاریخ را شروع کند، از گذشته ایران، انقلاب، امام، شهدا بگوید


از خاطرات انقلاب ، جنگ وخودش بگوید ...


اما 


کاش می توانستم سر کلاس های درست حاضر بشوم و از تاریخ زندگی خودت برایشان بگویم، از روزهایی که در جبهه بودی، از روزهای با هم بودنمان، از کمک هایت به دیگران، از دلسوزی و احساس مسئولیت تو نسبت به معلمان و شاگردان وجامعه .


علیرضای محبوبم !


اینک خود را همچون دانه ای در میان زمستان حس می کنم که می داند بهار نزدیک است .


علی جان از خدا می خواهم مرا یاری کند و توان تحمل دوری از تو و مشکلات را به من عطا کند تا بتوانم به گونه ای رفتار کنم که به بچه ها امید و روحیه بدهم؛ به پسرمان نوید آزادی ات را در روز کنکور داده ام تا بهتر با این امید بر درس هایش تمرکز کند و به فاطمه عزیزمان، سوگلی بابا  ،مژده آمدنت را در روز پدر داده ام تا درسهایش را خوب بخواند و کارنامه درخشانش بهترین هدیه روز پدرت باشد و گفته ام :


فاطمه جان


با لبی خندان و با دست های کوچک خویش


بشکاف حصار نور سردی را که امروز


در خلوت بی بام و در کاشانه من


پر کرده سرتاسر فضا را


علیرضای عزیزم، علیرضای دلسوزم و از همه مهمتر نیمه دیگر وجود و هستی ام :


با این نامه دلتنگی ام را به پایان می رسانم که بی تو


دست زندگی سنگین و شب و روز بی ترانه است


و تنها تو تسلای دل تنگ منی


تو که کارگشای دیگران بودی، امروز چه کسی جز خدا کارگشای تو خواهد بود.


به امید بازگشت به کاشانه مان.


۱۳۸۹ اردیبهشت ۳۰, پنجشنبه

نخستین دیدار باغانی و بهشتی با خانواده

 
 از بازداشت علی اکبر باغانی و محمود بهشتی،دبیرکل و سخنگوی کانون صنفی معلمان، بیش از سه هفته می گذرد. در این مدت،این دوستان چندباری با منزل تماس گرفته و از سلامتی خویش خبر داده اند. امروز نیز خانواده ی آنها توانسته اند به دیدارشان بروند و ملاقاتی کوتاه و کابینی داشته باشند. این دو در حال حاضر، در سلول های سه چهار نفره نگهداری می شوند. اتهام بهشتی گویا اعتصاب غذای چهار روزه و اتهام باغانی، بیانیه ی هفته ی معلم واپسین شورای هماهنگی می باشد. از هشتم اردیبهشت که این دو را احضار و سپس به اوین برده اند،گویا امروز نخستین باری بوده است که این دو،چند لحظه وآن هم ناگهانی،همدیگر را دیده اند. 
       

۱۳۸۹ اردیبهشت ۱۰, جمعه

باغاني و بهشتي به زندان اوين برده شدند
























روز چهارشنبه 8/2/89 همسران علي اكبر باغاني و محمود بهشتي،دبير كل و سخنگوي كانون صنفي معلمان،به منظور پيگيري وضعيت همسران بازداشت شده ي خود،به دفتر پيگيري وزارت اطلاعات مراجعه نمودند. برپايه پاسخ ماموران، باغاني و بهشتي ديروز پس از احضار، به زندان اوين بند 209 برده شده اند.تاكنون نيز از سوي اين دو نفر هيچ تماسي صورت نگرفته است. گفتني است چند روز پيش بهشتي به خانواده ي خود گفته است كه اگر احضار او به بازداشت منجر شود،از لحظه ي بازداشت دست به اعتصاب غذا خواهد زد.


منبع : کانون صنفی معلمان
http://ksm1.blogfa.com/post-9.aspx
عکس ها مربوط به سخن معلم می باشد .

۱۳۸۹ اردیبهشت ۷, سه‌شنبه

وبلاگ " کانون صنفی معلمان ایران " هک شد

سخن معلم
وبلاگ کانون صنفی معلمان ایران در آستانه هفته معلم هک شد .
آقای محمود بهشتی لنگرودی سخنگوی کانون صنفی معلمان ایران در گفت و گو
 با سخن معلم چنین گفت :
« وبلاگ ما توسط عوامل ناشناس از دسترس خارج شده است و مطالبی که از
 این به بعد در آدرس " http://moallemanone.blogfa.com/ "
منتشر می شود متعلق به این تشکل نیست »
لازم به ذکر است که آخرین پست این وبلاگ در حمایت از " حزب کمونیست
ایران " و " سازمان مجاهدیم خلق " از مواضع و بیانیه کانون صنفی معلمان
انتشار یافته است، كه درست نيست.!!!!

محكوميت اعضاي كانون صنفي معلمان كرمانشاه

کرمانشاه پست – به گزارش کرمانشاه پست شعبه 111 دادگاه جزایی کرمانشاه احکام دو تن از اعضای شورای مرکزی کانون صنفی معلمان استان کرمانشاه را صادر کرد . علی صادقی و محمد توکلی به اتهام اخلال در نظم سیستم آموزش و پرورش از طریق انجام مجموعه اقدامات غیر متعارف از جمله برگزاری تجمعات غیر قانونی و تعطیلی بیش از 29 مدرسه و برگزاری تجمعات غیر قانونی از سال 82 تا 85 با استناد به مواد 618 و 22 قانون مجازات اسلامی به پرداخت یک میلیون ریال جزای نقدی و یک میلیون ریال جزای نقدی بدل از شلاق محکوم شدند .
این گزارش می افزاید پرونده این دو فعال فرهنگی به اتهام فعالیت تبلیغی علیه نظام مفتوح و به دادگاه انقلاب ارجاع شده است .
 
تقريرات

" سه فعال صنفی معلمان در آستانه روز معلم بازداشت شدند"

20nyfn.jpg


سه نفر از معلمان و فعالان صنفی معلمان توسط اداره اطلاعات همدان بازداشت شدند.
به گزارش کلمه، براساس گزارش های دریافتی، اطلاعات همدان از آقایان علی نجفی و محمد خانی و سعید جهان آرا طی تماس های تلفنی به صورت جداگانه خواسته شده بود که خود را ساعت ۸ صبح روز شنبه به اداره اطلاعات معرفی نمایند .
این افراد با حضور در اداره اطلاعات همدان با بازجویی های طولانی مواجه شدند و در نهایت به بازداشتگاه های انفرادی اداره اطلاعات منتقل شدند و تا زمان مخابره این خبر از وضعیت آنها اطلاعی در دست نیست .

۱۳۸۹ اردیبهشت ۳, جمعه

نامه فرزاد کمانگر به معلمان دربند/ قوی باش رفیق

یکی بود یکی نبود ماهی سیاه کوچولویی  بود که با مادرش در جویبار زندگی می کرد ، ماهی از 10000 تخمی که گذاشته بود تنها این بچه برایش مانده بود بنابراین ماهی سیاه یکی یک دانه ی مادرش بود. یک روز ماهی کوچولو گفت: مادر من می خواهم از اینجا بروم. مادرش گفت کجا؟ می خواهم بروم ببینم جویبار آخرش کجاست.
.
.
هم بندی ، هم درد سلام
شما را به خوبی می شناسم. معلم، آموزگار، همسایه ی ستاره های خاوران، همکلاسی ده ها یار دبستانی که دفتر انشایشان پیوست پرونده هایشان شد و معلم دانش آموزانی که مدرک جرمشان اندیشه های انسانیشان بود . شما را به خوبی می شناسم، همکاران صمد و خان علی هستید.
مرا هم که به یاد دارید
منم ، بندی بند اوین
منم دانش آموز آرامِ پشت میز و نیمکت های شکسته ی روستاهای دورافتاده ی کردستان که عاشق دیدن دریاست      
منم به مانند خودتان راوی قصه های صمد اما در دل کوه شاهو
منم عاشق نقش ماهی سیاه کوچولو شدن
منم، همان رفیق اعدامیتان 

حالا دیگر کوه و دره تمام شده بود و رودخانه از دشت همواری می گذشت. از راست به چپ رودخانه های کوچک دیگری هم به آن پیوسته بودند و آبش را چند برابر کرده بودند...ماهی کوچولو از فراوانی آب لذت می برد...ماهی کوچولو خواست ته آب برود .می توانست هرقدر دلش خواست شنا کند و کله اش به جایی نخورد ناگهان یک دسته ماهی را دید ، 10000تایی میشدند،که یکی از آنها به ماهی سیاه گفت:به دریا خوش آمدی رفیق.

همکار دربند، مگر می توان پشت میز صمد شدن نشست و به چشمهای  فرزندان  این آب و  خاک خیره شد و  خاموش ماند ؟
مگر می توان معلم بود و راه دریا را به ماهیان کوچولوی این  سرزمین نشان نداد؟ حالا چه فرقی می کند از ارس باشد یا کارون، سیروان باشد یا رود سرباز،  چه فرقی می کند وقتی مقصد دریاست و یکی شدن، وقتی راهنما آفتاب است. بگذار پاداشمان هم زندان باشد.
مگر می توان بار سنگین مسئولیت معلم بودن و بذر آگاهی  پاشیدن را بر دوش داشت و دم برنیاورد ؟ . مگر می توان بغض فروخورده دانش آموزان و چهره ی نحیف آنان را دید و دم نزد ؟

مگر می توان در قحط سال عدل و داد معلم بود ، اما "الف" و "بای" امید و برابری را تدریس نکرد، حتی اگر راه ختم به اوین و مرگ شود؟
نمی توانم تصور کنم در سرزمین" صمد"،" خانعلی" و "عزتی" معلم باشیم و همراه ارس  جاودانه نگردیم. نمی توانم تجسم کنم که نظاره گر رنج و فقر مردمان این سرزمین باشیم و دل به رود و دریا نسپاریم و طغیان نکنیم؟
می دانم روزی این راه سخت و پر فراز و نشیب،  هموار گشته و سختی  ها و مرارت های آن نشان افتخاری خواهد شد  "برای تو معلم آزاده" ،  تا همه بدانند که معلم ، معلم است حتی اگر سدّ راهش فیلتر گزینش باشد و زندان و اعدام ، که آموزگار نامش را ، و افتخارش را ماهیان کوچولویش به او بخشیده اند ، نه مرغان  ماهیخوار.

ماهی کوچولو آرام و شیرین در سطح دریا شنا میکرد و و با خود می گفت: حالا دیگر مردن برای من سخت نیست، تأسف آور هم نیست، حالا دیگر مردن هم برای من...که ناگهان مرغ ماهی خوار فرود آمد و او را برداشت و برد. ماهی بزرگ قصه اش را تمام کرد و به 12000 بچه و نوه اش گفت حالا دیگر وقت خواب است.11999 ماهی کوچولو شب بخیر گفتند و مادر بزرگ هم خوابید اما این بار ماهی کوچولوی سرخ رنگی هرکاری کرد خوابش نبرد. فکر برش داشته بود...

معلم اعدامی زندان اوین
فرزاد کمانگر - اردیبهشت ماه ۱۳۸۹

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
* 
قوی باش رفیق ؛ مادربزرگ دانش آموزم یاسین در روستای "مارآب" که هشت سال پیش داستان معلم مدرسه "ماموستا قوتابخانه" را با نوار کاستی برایم گذاشت گفت: می دانم سرنوشت تو هم مانند معلم این شعرو نوار اعدام است، اما "قوی باش رفیق " . مادر بزرگ این را گفت و پک عمیقی به سیگارش زد و به کوهستان خیره شد.

اعتصاب غذای کامل رسول بداقی در یازدهم و دوازدهم اردیبهشت

رسول بداقي،عضو هيآت مديره ي كانون صنفي معلمان و معلم دربند،در روزهاي يازدهم و دوازدهم ارديبهشت،اعتصاب غذاي كامل خواهد نمود. بداقي كه از دهم شهريور 88 تاكنون در زندان اوين بسر مي برد،در اعتراض به وضعيت بد كيفي و كمي آموزش و پرورش، در روزهاي ياد شده ، دراعتصاب غذاي كامل خواهد بود . گفتني است،بداقي در فروردين ماه نيز،در اعتراض به شرايط بد زندان و بلاتكليفي چند ماهه و پاسخ گو نبودن مسئولان، به مدت دو هفته، دست به روزه سياسي زد. دوازدهم ارديبهشت روز بزرگ داشت مقام معلم است و هر ساله از معلمان نمونه قدرداني مي شود،اينك معلم نمونه اي همچون بداقي،با اعتصاب غذاي خويش، چنين روزي را گرامي مي دارد. شوراي هماهنگي معلمان سراسر كشور نيز در بيانيه ي اخير خود از روزهاي دوازدهم تا هجدهم ارديبهشت را، براي فعالان صنفي سراسر كشور اعتصاب غذا اعلام نموده، از ساير معلمان نيز درخواست دارد تا روز دوازدهم ارديبهشت رابه نشانه ي اعتراض و همبستگي با معلمان دربند، در اعتصاب غذا باشند.

نامه مادر محمد داوری خطاب به دبیر کل سازمان ملل

 نامه مادر محمد داوری خطاب به دبیر کل سازمان ملل
شماره 1376-2010
3 اردیبهشت 1389



کمیته گزارشگران حقوق بشر - محمد داوری، عضو کانون معلمان ایران و سردبیر سحام‌نیوز، در روز ۱۷ شهریورماه در پی حمله نیروهای امنیتی به دفتر شخصی مهدی كروبی و دفتر حزب اعتماد ملی با حكم جلب صادره از سوی دادستانی تهران بازداشت شد.
آنچه در پی می‌آید نامه مادر این فعال مدنی خطاب به دبیر کل سازمان ملل است:





آقای بان کی مون
دبیر کل سازمان ملل متحد
کسی که این نامه را می نویسد ماه هاست که در انتظار دیدن و یا آزادی فرزند دلبند خود به سر می برد .
پسر من " محمد داوری " یک معلم است که او را در تاریخ هفدهم شهریور ماه سال 1388 در دفتر حزب اعتماد ملی دستگیر کردند .
اما پس از گذشت بیش از 8 ماه حتی اجازه ملاقات با پسرم را به من نداده اند !
آقای بان کی مون !
" محمد داوری " نان آور من و تنها امید من بوده است .
او پدر ندارد !
اکنون حقوق معلمی او را قطع کرده و من اکنون مانده ام که چه کار کنم ؟
هر چه نامه نوشته و یا با مسئولان زندان صحبت کرده ام کم تر نتیجه گرفته ام .
مسئولان امنیتی و اطلاعاتی جمهوری اسلامی ایران دائما به پسرم فشار وارد می کنند ، او را اذیت و مورد انواع شکنجه و صدمه قرار داده اند و زندگی را بر او و بر خانواده من تنگ کرده اند .
آقای بان کی مون !
امید من تنها خداست ...
فکر کردم اگر این نامه را برای شما بنویسم و تقاضای کمک کنم می توانم نتیجه بگیرم .
از شما به عنوان دبیر کل سازمان ملل متحد می خواهم که به وضعیت پسر من رسیدگی کنید .
در ایران تمام راه ها به روی من بسته شده است و امید من به شماست .
پسر من یک معلم بوده است و سزاوار این همه ظلم وستم از طرف مسئولان این کشور نیست !
بی صبرانه منتظر پاسخ و رسیدگی شما هستم .
ارادتمند
یک مادر دلسوخته از ایران
مادر محمد داوری

آخرين خبر از هاشم خواستار، معلم بازنشسته در زندان مشهد

شدت بیماری قلبی هاشم خواستار در زندان مشهد





جرس: هاشم خواستار، معلم بازنشسته مشهد و عضو کانون صنفی فرهنگیان استان خراسان در زندان وکیل آباد مشهد به شدت به بیماریهای داخلی و قلبی مبتلا شده است.
به گزارش خبرنگار جرس از مشهد، هاشم خواستار که 25 خرداد 88 بازداشت شد و پس از یک ماه و نیم از زندان آزاد شد، روز 25 شهریور 88 دوباره بازداشت شد و از آن موقع تاکنون همچنان در اسارت به سر می برد.
گفتنی است علی رغم عدم وجود سابقه قبلی بیماری قبلی، ایشان در طول مدت زندان به شدت بیمار شده و به مشکلات بینایی و فشار خون نیز مبتلا شده است.
شایان ذکر است از هشت ماه پیش تاکنون هیچ گونه مرخصی به ایشان داده نشده و علی رغم اعتراض خانواده و وکیل پرونده و نیز وخامت حال جسمی همچنان در زندان به سر می برد.
پیش از این همسر این فرهنگیِ بازنشسته که خود نیز از معلمان پیشکسوت و بازنشستۀ کشور می باشد، با گلایه از اینکه آقای خواستار با ۶۷سال سن، بیماری های آرتروز و ناراحتی های گوارشی متعددی دارند و طی این مدت نیز، حتی از داشتن دندانی که قبل از بازداشت سفارش داده بودند، محروم بوده و بدون آن در سلول به سر می برند"، خاطرنشان کرد ه بود"مسئولین امر حتی با دادن یک مرخصی کوتاه چند ساعته برای این موارد استعلاجی به این معلم سالخورده خودداری می کنند."
صدیقه مالکی فرد همچنین یادآور این نکته شده بود که آقای خواستار بیش از سه دهه معلم و فرهنگیِ این کشور بوده و آنچه بر آنها می گذرد، شایسته و سزاوار نبوده و خارج از انصاف می باشد.

سخن معلم

۱۳۸۹ اردیبهشت ۲, پنجشنبه

بیانیه شورای هماهنگی تشکلهای صنفی معلمان ایران/به مناسبت هفنه معلم89





1- از   12 تا 18 اردیبهشت 89 اعضای شورای مرکزی (هیأت مدیره) کانون معلمان و فعالان صنفی به نشانه اعتراض به احکام غیر قانونی اعدام و حبس غیر قانونی همکاران و در روز 12 اردیبهشت عموم همکاران اعتصاب غذای کامل خواهند نمود.
2- فرهنگیان تهران در روز 12 اردیبهشت از ساعت 13:30 تا 17:30 بر سر مزار دکتر ابوالحسن خانعلی  و در قم بر سر مزار استاد مطهری گرد هم می آیند. ودر شهرستان های دیگر نیز از معلمان فرهیخته تجلیل به عمل می آید.

 در آستانه بزرگداشت هفته معلم  شورای هماهنگی تشکل های صنفی معلمان روز جمعه 89/1/27 طی نشستی پس از بررسی اوضاع اجتماعی معلمان و شرایط روز در دفاع از حقوق از دست رفته و حمایت از  فعالین مدنی و معلمین در بند  بیانیه خود را صادر نمود .


این بیانیه  بخاطر نبودن رسانه آزاد و مستقل از طریق اینترنت انتشار می یابد
انتظار دارد  تمامی دوستان و فعالین صنفی در انتشار این بیانیه بعنوان رسانه مردمی عمل نموده و صدای معلمان را رساتر از قبل منتشر سازند.
لازم به ذکر است که این شورا با هیچ خبر گزاری و رسانه ای  انحصارا برای نشر این بیانیه در تماس نبوده و این بیانیه به همت شما و همکاران بصورت مردمی در حال نشر است.توصیه میگردد دوستانی که امکان چاپ و تکثیر این بیانیه را دارند سریعا اقدام نمایند .

اردیبهشت 89

 بیانیه شورای هماهنگی تشکلهای صنفی معلمان ایران
 اردیبهشت 89 

 به نام خداوند جان وخرد 

  دوازده اردیبهشت را که  در تقویم  کشور روز معلم  نامگذاری شده  گرامی می داریم  و بر روح معلمان شهید دکتر ابوالحسن خانعلی  و استاد مطهری که در چنین روزی به شهادت رسیدند و هر دو قربانی خشونت عریانی شدند که هنوز هم جامعه ما از آن رنج می برد درود  می فرستیم.
در جهان ،معمول است در روزی که به نام معلم نامگذاری شده ، معلمان اقدام به راهپیمایی ، گردهمایی ، طرح نقد و نظر و اندیشه های خود در حوزه آموزش و پرورش و بیان مسائل و مشکلات و تنگناهای شغلی خود می کنند.

 
در ایران فرصت چنین اقداماتی در قانون به افراد داده شده است ولی در عمل هر معلمی که بر اساس حقوق صنفی ، انسانی و شهروندی خود وبه تأسی از قانون اقدام به امور مذکور کند به مجازات هایی فرا قانونی محکوم شده و داد او به جایی نخواهد رسید. که مصداق بارز آن در حال حاضرعدم رعایت  نص صریح قانون اساسی  و اصول 22، 23، 25،26، 26،27،28، 32،33 و38 در حق بهترین معلمان این کشور می باشد که در زندان ها بسر می برند.

 
فرهنگیان ، با وجودی که خود از مؤثرترین گروه ها در پیروزی انقلاب و جنگ بوده اند معتقدند هیچ گروهی سهم ویژه از انقلاب ندارد که خود را مافوق  قانون و انقلاب بداند ونظام را برابر با قواره ی خود تصور نماید و هر کس را که با سلیقه اش هم خوانی نداشت به مقابله با نظام متهم کند. یکی از اهداف انقلاب اسلامی مردم ایران برقراری فضای آزاد در کشور بود به گونه ای که همه ی آراء و اندیشه ها ونقد ونظرها به مصداق آیه ی شریفه " فبشر عبادی الذین  یستمعون القول فیتبعون احسنه  " مجال طرح پیدا کند وهیچ مسؤولی خود را مبرا از نقد نداند ودر برابر اعمال خود و سرنوشت ملت پاسخ گو باشد. آیا به این اهداف رسیده ایم؟

 
چگونه است امروز فرهنگیانی که فرزندان حقیقی ملت بزرگ ایرانند ودل داده ی انقلاب، اسلام، عدالت و آزادی اند و دل در گرو کرامت انسانها و حفظ  حقوق انسانی افراد دارند، صرفا ً به خاطر طرح انتقاد های خود به مجازات های عجیب و غریب محکوم می شوند؟ " فاین تذهبون " ؟

 
جریان قدرت عاجز از درک این واقعیت است که جامعه فرهنگیان از در ریا و سالوس و مدح و ستایش برای هیچ صاحب قدرتی در نخواهند آمد و گوهر نقد را چون جان شیرین پاس خواهند داشت و کرامت آزادگی را که خدا به بنی آدم عطا کرده ارزان نخواهند فروخت.

 
 از آنجا که برخی ایران را «آزاد ترین کشور جهان خوانده اند که در آن آزادی نزدیک به مطلق است» باید به این سوال پاسخ دهند که چرا دلسوزترین و صادق ترین معلمان کشور صرفا ً به خاطر انتقاد از وضع موجود ، با احکامی چون اعدام ، حبس ، تعلیق ، اخراج ، تبعید، بازخرید ، باز نشسته اجباری ، تنزل رتبه ی شغلی ، محرومیت از تدریس و ... مواجه می شوند. هزینه هایی که فرهنگیان ایران صرفاً به لحاظ انتقاد تحمل کرده و می کنند در جوامع پیشرفته ، نشانه رشد و بالندگی و شایسته ی تقدیر و تحسین است.

 
فرهنگیان «آزادترین کشور جهان»!!!می خواهند بدانند امثال بداقی ها، خواستارها، داوری ها ومومنی ها چه جرمی مرتکب شده اند که باید بدون محکومیت، ماه ها حبس درشرایط  نامناسب را تحمل کنند، حقوقشان قطع و فرزندان خرد سالشان در سختی و مضیقه ی مادی ، نا امنی ونا امیدی و سراسیمگی زندگی کنند. معلمانی چون کمانگر و قنبری چه گناه نابخشودنی مرتکب شده اند که به احکام هولناک اعدام  محکوم گردیده اند. 

 
اثر روحی _ روانی این احکام بر خانواده ها و جامعه میلیونی فرهنگیان کشور زدودنی نیست و گذر زمان ایشان را مانند شهید ابوالحسن خانعلی به اسطوره های ماندگار ملی تبدیل خواهد کرد حتی با فرض پخش اعترافات از آنها در رسانه ها، افکار عمومی مردم و فرهنگیان چنین اعترافاتی را نخواهند پذیرفت. 

 
مشفقانه مدیران و گردانندگان چنین سیاست هایی را انذار می دهیم که این اعمال به هیچ روی نه دردی از شما دوا می کند و نه در شأن نام جمهوری اسلامی است که همه ی ما برای برپایی و حفظ آن خون ها داده وخون دلها خورده ایم. بدیهی است لطمه ای که صدورچنین احکامی به دین، میهن و انسجام ملی می زند از هیچ دشمنی ساخته نیست چرا که لطمه ی بد دفاع کردن جبران ناپذیر است. چنین ساده اندیشانی به خاطر ضعف تحلیل و قوه ی تمیز وبدبینی مفرط ، دچار توهم توطئه شده و هر منتقدی را خصم پنداشته و خود را حق انگاشته وهر استدلالی  را باطل می دانند چرا که :                    

  ذهن هایی که خیال اندیش شد      گر دلیل آری خیالش بیش شد
  ناگفته پیداست جامعه ی عظیم فرهنگیان کشور به هیچ روی تحمل چنین احکامی را ندارد و شکی نیست که اجرای چنین احکامی جامعه و آموزش وپرورش را بیش از پیش ملتهب کرده و روی هرگونه آرامشی را از عرصه فرهنگ خواهد گرفت.
صدور احکام رنگارنگ و زدن اتهامات واهی به فرهنگیان و تشکل های ایشان ، روش نخ نمایی است که می خواهند با این اتهامات فرهنگیان ونمایندگان آنها را در موضع انفعال قرارداده تا به جای طرح مسائل ومشکلات حوزه آموزش وپرورش ، در گیر پاسخ گویی به اموری بی ربط و بیهوده گردند تااز این طریق نیروهای آنها در دفاع از خویش صرف گردد واز مسیر اصلی وهدف اولیه تشکل های صنفی دور شوند.
امید است عقلای قوم با تدبیر و درایت آبی بر آتش التهابات افشانند وبه خواست صدها هزار فرهنگی کشور توجه نمایند وبه عنوان حسن نیت در گام اول همه ی فرهنگیان در بند را آزاد کنند.

 
با وجود همه ی این بی رسمی ها وجفاها در حق فرهنگیان کشور کماکان ناامید نشده و در عین ایستادگی بر حقوق خویش ، بخشی از مسائل و مشکلات موجود در حوزه ی آموزش وپرورش را با تصمیم گیران کلان کشور در میان می گذاریم ، با این امید که با اصلاح رویکردها ، آموزش وپرورش در مسیر صحیح خود قرارگیرد.
بدیهی است ضمن انتقاد از بزرگ نمایی های مکرر و رسانه ای کردن موضوعاتی که فعلا ً در حد حرف باقی مانده و نقاط ضعف و قوت آن روشن نیست ، از هر اقدام مثبت وسازنده در جهت حفظ کرامت فرهنگیان وارتقاء منزلت ومعیشت ایشان کاملا ً استقبال می کنیم و با نگاهی مثبت منتظر اجرایی شدن برخی وعده های رسانه ای شده مسؤولان ذی ربط می مانیم .
1- خط قرمز هر صنفی نقض حرمت ، شأن و منزلت افراد آن است. لذا خواسته اولیه فرهنگیان کشور آزادی سریع وبی قید وشرط همه ی فرهنگیان در بند و صدور منع تعقیب قضایی ولغو کلیه ی احکام اداری و قضایی صادره برای فرهنگیان منتقد است ، تحقق این امر ضمن تلطیف فضا و کاستن از تنش ها نشان از درایت و حسن نیت مسؤولان امر و رویکردی انسانی در حوزه آموزش وپرورش دارد.
2- رفع فضای امنیتی از مدارس و ادارات آموزش وپرورش، تأمین امنیت شغلی فرهنگیان و پرهیز از مخبر پروری در فضای مقدس کلاس و مدرسه و اجتناب از پرونده سازی برای فرهنگیان منتقد.
3- اصلاح نگاه مسؤولان و تصمیم گیران کلان کشور به آموزش وپرورش به عنوان یک نهاد زیر بنایی نه مصرفی.
4- عدم تخصیص درآمدهای ملی نفت و گاز به هزینه های جاری وصرف آن در امور زیربنایی مانند آموزش وپرورش وبهداشت .
5- پرهیز از هر گونه رفتار جناحی و خطی و سیاست بازی در تألیف کتب درسی و معیار قراردادن نظر همکاران متخصص.
6-  فراهم آوردن امکانات لازم  و در حد استاندارد در مدارس دولتی به منظور جلوگیری از تنزل جایگاه وافت تحصیلی مدارس دولتی مطابق اصل 30 قانون اساسی.
7-  رفع تبعیض درون و برون سازمانی در خصوص دارندگان مدارک تحصیلی فوق لیسانس و دکترا در آموزش وپرورش 

و اما سؤالاتی که فرهنگیان کشورتأکید بر طرح آنها داشته وضرورت پاسخ گویی متولیان امر را می طلبد:

 
1- آیا قانون مدیریت خدمات کشوری (نظام هماهنگ ) کارایی لازم را برای رفع تبعیض در بین کارکنان دولت داشته است؟
2- آیا با وجود وعده های مکرر، آموزش وپرورش از عرصه بازی های سیاسی خارج شده است ؟
3- آیا تبدیل مدارس دولتی به مدارس تحت عنوان هیأ ت امنایی از وجاهت قانونی برخوردار است؟ اگر پاسخ منفی است چه اقدام عاجلی برای حفظ حقوق دانش آموزان و خانواده هایشان در دستور کار است ؟
4- طبق مصوبه 673 شورای عالی آموزش و پرورش مدیران مدارس باید با رأی فرهنگیان شاغل در هر آموزشگاه انتخاب شوند.علت عدم اجرای این قانون چیست ؟
واما همکاران عزیز!
امیدواریم در بیانیه ی بعدی از گشایش ها ورفع مشکلات با شما سخن بگوییم از شما تقاضا داریم در هفته معلم ودر فرصت های استراحت در دفتر مدارس درخواست های زیر را رعایت فرمائید :
1- از   12 تا 18 اردیبهشت 89 اعضای شورای مرکزی (هیأت مدیره) کانون معلمان و فعالان صنفی به نشانه اعتراض به احکام غیر قانونی اعدام و حبس غیر قانونی همکاران و در روز 12 اردیبهشت عموم همکاران اعتصاب غذای کامل خواهند نمود.
2- فرهنگیان تهران در روز 12 اردیبهشت از ساعت 13:30 تا 17:30 بر سر مزار دکتر ابوالحسن خانعلی  و در قم بر سر مزار استاد مطهری گرد هم می آیند. ودر شهرستان های دیگر نیز از معلمان فرهیخته تجلیل به عمل می آید.     
با توجه به عضویت شورای هماهنگی تشکل های صنفی فرهنگیان ایران در سازمان آموزش بین المللی (ei) از آن سازمان در خواست   می گردد اقدام مقتضی در حمایت از معلمان ایران خاصه معلمان زندانی به عمل آورد.                                          
دبیر خانه شورای هماهنگی تشکلهای صنفی معلمان ایران اردیبهشت 89

۱۳۸۹ فروردین ۲۱, شنبه

سخنی با وزیر و مشاوراو در تشکل ها و معلمان منتقد

تعامل و اعتماد بین، معلمان و وزیر ومدارس ووزارتخانه، زمانی اشکارتر می گردد که کارشناسان مو فقیت یا عدم موفقیت و شکست یا پیرورزی هر طرح و ابتکار واندیشه ای را نتیجه همراهی یا عدم همراهی معلمان با اموزش وپرورش می دانند .

معلمان انتظار دارند که حاجی بابایی وزیر هم تشنه ی نقد باشد ، شان معلم نقاد ونکته سنج و حساس به انچه که در آموزش وپرورش می گذرد ، در نظام مدیرتی او از معلم مطیع و بی تفاوت اجل واکرم باشد ، از انتقاد ها و طرح دید گاه ها و تعامل و همفکری با معلمان و تشکل های منتقد و اگاه شدن از تفکرات و میزان رضایتمندی یا نارضایتیشان از طرح ها و برنامه های وزارتخانه استقبال کند .

تعامل و ارتباط دوسویه معلمان و تشکلهایشان با وزارتخانه در دوره فرشیدی اسیب جدی دیده و دیواری از بی اعتمادی بین انها کشیده شد .در دوره فرشیدی پست مشاوروزیر در امو تشکل ها حذف شد و وزیر خود را از اندیشه و تفکر و نقطه نظرات معلمان بی نیاز دانست و وقع ما وقع

حاجی بابایی از مشاور وزیر در امور تشکل ها بخواهد با توجه به در پیش بودن هفته ی بزرگداشت مقام معلم پی گیر وضعیت معلمان زندانی و نوع اتهام و رسیدگی به امور حقوقی انها شود تا وزارت هم به بی تفاوتی در قبال معلمانش متهم نگردد .

همانگونه که تشکل های معلمی از پیام وزیر به این گونه تشکل ها (تشکل های دولت ساز) بر می اشوبند . بر انان نیز فرض است که نه تنها سیاسی کاری نکرده که حتی شائبه کار سیاسی و عهده دار شدن نقش اپو زیسیون را در آموزش وپرورش بازی نکنند و برنامه ونقشه راه خود را بگونه ای تنظیم کنند که از محدوه کار صنفی و حرفه ای خارج نشوند
رسول پاپايي
اول : این که آموزش وپرورش فراگیرترین وزارت خانه است و گستردگی به وسعت جغرافیای ایران دارد و نیمی از شاغلان دولت در این وزارتخانه کار می کنند واین که معلمی  رکن حر کت جامعه به سوی توسعه و تعالی  وفلاح است به تنهایی دلیل خوبی است که تعامل با معلمان و گشودن در یچه هایی جهت ارتباط واقعی و جدی  و دوسویه  با انان  امری اجتناب ناپذیر میباشد . اهمیت این تعامل و اعتماد بین، معلمان و وزیر ومدارس ووزارتخانه، زمانی اشکارتر می گردد که کارشناسان مو فقیت یا عدم موفقیت و شکست یا پیرورزی هر طرح و ابتکار واندیشه ای را نتیجه همراهی یا عدم همراهی معلمان با اموزش وپرورش می دانند .
دوم : حاجی بابا یی از بدنه معلمی است او اهمییت و جایگاه  همراهی معلمان و نقش انتقادات سازنده ی انان  را خوب می داند  و خود در دوران وکالتش همیشه وزیران آموزش وپرورش وبرنامه هایشان را به بوته ی نقد می کشید . اکنون هم معلمان از او انتظار دارند که حاجی بابایی وزیر هم  تشنه ی نقد باشد ، شان معلم نقاد ونکته سنج و حساس به انچه که در آموزش وپرورش می گذرد ، در نظام مدیرتی او از معلم مطیع و بی تفاوت اجل واکرم باشد ، از انتقاد ها و طرح دید گاه ها  و تعامل و همفکری با معلمان  و تشکل های منتقد و اگاه شدن از تفکرات و میزان رضایتمندی یا نارضایتیشان از طرح ها و برنامه هایش  استقبال کند . انها انتظار دارند که  حاجی بابایی برای این تعامل و ارتباط دوسویه   که در دوره فرشیدی اسیب جدی دیده  و دیواری از بی اعتمادی دو سویه را مو جب  شده  طرح و  برنامه داشته باشد و چگونگی فرو ریختن  این دیوار بی اعتمادی را با همکارانش بخصوص مشاورش در امور تشکل ها مهندسی کند و ان را از  مجموعه ی همکارانش در وزارت مطالبه کند .
سوم : اقای حاجی بابایی و مشاور وزیر در امور تشکل ها نیک می دانند که در دوره فرشیدی پست مشاوروزیر در امو تشکل ها حذف شد و وزیر خود را از اندیشه و تفکر و نقطه نظرات معلمان بی نیاز دانست ووقع ما وقع . تلاش های علی احمدی  و باز گشت مجدد این  پست  به علت کو تاهی عمر وزرات او و عمیق بودن شکاف بی اعتمادی به نتایج پر رنگی منجر نشد  ونگاه تشکل ها و معلمان منتقد و وزارت به یکدیگر همراه  با شک و تردید باقی ماند .اما حاجی بابایی جنسش متفاوت است او به نهاد های مردم محور و تشکل های صنفی اعتقاد دارد ، حداقل گذشته او این را نشان می دهد ، قبل از وزرات حامی تشکل های معلمی بوده است . به انتقاد و سازنده بودنش معتقد است .تعامل و ارتباط دوسویه وزارت و مدرسه و معلم ووزیر  از دغدغه هایش است  وهمین دغدغه است که باعث می شود  در خصوص صندوق ذخیره فرهنگیان و چگونگی اداره ان فراخوان دهد . نشان داده است که به دنبال دیدار های چهره به چهره است و ظرفیت سفر های استانی دولت و دیدار با معلمان را ازدست نمی دهد  همه ی اینها در جای خود خوب و قابل تقدیر است .اما اینگونه دیدارها و جلسات وفرخوان ها بیشتر درد دل های شخصی و مشکلات محلی و اداری  و دید گاه های غیر کارشناسی را  در بردارد . اکنون که بارقه هایی از امید  در میان معلمان دیده می شود  شایسته است که  با مطالعه احکام صادر شده در حق معلمان منتقد  توسط  فرشیدی و تغییر وتطیف انها  گامی عملی بردارد و انتقاد سازنده را نیاز وزیر و حق معلمان منتقد و تشکل ها بداند و از مشاور خود بخواهد با رایزنی با وزارت کشور و سایر ار گان ها موانع را از سر راه تشکل ها بردارد.  وحتی از او بخواهد با توجه به  در پیش بودن هفته ی بزرگداشت مقام معلم  پی گیر وضعیت معلمان زندانی و نوع اتهام و رسیدگی به امور حقوقی انها شود  تا وزارت هم به بی تفاوتی در قبال معلمانش  متهم نگردد . به نقطه نظرت و دید گاههای مشاور وزیر در این پست توجه کند وبا حضوراو در شورای معاونین  به همگان نشان دهد که مقرب ترین فرد به مقام وزارت  کسی است که نقطه نظرات معلمان را بیان می کند .
چهارم : نگارنده  به عنوان یک معلم اعتقاد دارد، همانگونه که تشکل سازی به نام معلم یا بها دادن به تشکل های دولتی معلمی گره از مشکلات باز نمی کند . و همانگونه که  تشکل های معلمی از پیام وزیر به این گونه تشکل ها بر می اشوبند . بر انان نیز فرض است که نه تنها سیاسی کاری نکرده که حتی شائبه کار سیاسی و عهده دار شدن نقش اپو زیسیون را در آموزش وپرورش بازی نکنند و برنامه ونقشه راه خود را بگونه ای تنظیم کنند که از محدوه کار صنفی و حرفه ای خارج نشوند و همان گونه که انان از وزیر می خواهند تا آموزش وپرورش رااز بازی های سیاسی و جناحی دور نگه دارند خود نیز با تعامل و منطق و گفتگو با توجه به برخی نشانه ها و حر کتهای  عملی  وزیر  و با حفط رویکرد انتقادی اورا در برداشتن گامهای عملی بزرگ در جهت ارتقا کمی و کیفی حرفه معلمی و اموزش وپرورش و ایجاد رفاه برای معلمان یاری دهند.
 منبع:

ديدار با محمود بهشتي


چند روز پيش،محمود بهشتي،سخنگوي كانون صنفي معلمان،در اعتراض به شرايط ناگوار و بلاتكليفي معلمان زنداني: رسول بداقي،محمد داوري،هاشم خواستار،فرزاد كمانگرو...دست به اعتصاب غذاي خشك و كامل زد. شرايط ناگوار و بلاتكليفي معلماني كه ماه هاست ،گويا به دست فراموشي سپرده شده اند و كسي نيست كه به حال و روزشان رسيدگي نمايد. با اعلام اين خبر،موجي از نگراني ها در ميان فعالان صنفي ،دوستان و آشنايان پديد آمد كه تماس هاي حضوري و تلفني بسياري را به همراه داشت؛ به ويژه برخي فعالان صنفي شهرستان،كه نگراني جدي خويش را از وضعيت سلامتي ايشان ابراز نمودند.
  امروز غروب- شنبه 89/1/21- برخي ازاعضاي كانون صنفي معلمان،به همراه علي اكبر باغاني،دبير كل كانون و به نمايندگي از تشكل هاي صنفي سراسر كشور،در منزل بهشتي حاضر شدند و ضمن سپاس گزاري و تقدير از اين عمل ارزشمند، با يادآوري دل نگراني دوستان، از ايشان خواستند كه موقتآ از ادامه ي اين اعتصاب غذا منصرف گردد. همچنين درباره ي راهكارهاي ديگر اعتراض بحث گرديد،كنش هايي كه مورد قبول اكثريت فعالان است و مي تواند گروهي انجام گيرد. پس از ابراز نظر حاضران،محمود بهشتي، با پذيرش تصميم جمعي و تشكيلاتي  و قبول نظرجمع،از اين اعتصاب غذا دست برداشت.
 در ادامه ي اين ديدار و گفت وگو، در رابطه با وضعيت نگران كننده ي كنوني معلمان دربند، همگي بر ادامه ي برخي رايزني ها با مسئولان و مقام هاي دولتي اصرار نمودند اما بر انجام اقدامات قاطع تري نيز نظر داشتند؛ اگر رايزني ها نتيجه ي چنداني در بر نداشته باشد.
 درضمن در تماسي كه امروز با خانواده ي رسول بداقي گرفته شد، گويا رسول نيز يكي دو روز است كه به روزه ي سياسي خود ادامه نمي دهد. روزه اي كه حدود دوهفته ي پياپي انجام گرفت. خانواده ي ايشان حال عمومي رسول را خوب اعلام كردند و از دادگاهي خبر دادند كه تا چند روز ديگر برگزار مي گردد. البته اين دادگاه مربوط به پرونده ي قبلي بداقي است،پرونده اي كه بداقي،در آن از اتهام عليه امنيت كشور تبرئه گرديده است. 

۱۳۸۹ فروردین ۱۹, پنجشنبه

دیدار با کریمیان مشاور معاون وزیر در امور تشکل ها


كانون صنفي معلمان ايران :روز شنبه 89/1/14 سه تن از اعضاي كانون صنفي معلمان،با حضور در وزارت خانه ي آموزش و پرورش ،با كريميان،مشاور معاون وزير در امور تشكل ها ديدار نمودند. در اين ديدار كه معارفي،باغاني و بهشتي از طرف كانون حضور داشتند، به وضيعت بد معلمان دربند، و بي توجهي شگفت آور وزارت خانه نسبت به اين موضوع اعتراض گرديد. در اين جلسه درباره ي پرونده رسول بداقي،عضو هيآت مديره كانون صنفي معلمان و بلاتكليفي بيش از 7 ماهه ي پرونده ايشان،توضيح داده شد. به ويژه از قطع حقوق او انتقاد گرديد. درباره ي شرايط وخيم محمد داوري،عضو شوراي مركزي سازمان معلمان، و خبرهاي بسيار نگران كننده درباره ي او و پرونده اش،مطالب بسياري گفته شد. به خصوص ازوضعيت مادر ناتوان ايشان كه در بجنورد زندگي مي كند و براي ملاقات با فرزندش مجبور است 1000 كيلومتر را طي كند. از هاشم خواستار،معلم بازنشسته وعضو هيآت مديره ي كانون صنفي خراسان نيز سخن گفته شد كه به دو سال حبس محكوم شده است و در حال حاضر در زندان وكيل اباد مشهد دربند است. از آقاي كريميان پرسش گرديد، نهاد حقوقي وزارت در رابطه با معلمان دربند،تاكنون چه اقدامي نموده است؟ مگر نبايد اين مجموعه از حقوق معلم به دفاع برخيزد!؟ آيا اين وزارت خانه توانايي درخواست تعييت تكليف و رعايت حقوق قانوني نيروهاي خويش را هم ندارد؟
 در ادامه جلسه به پرونده ي فرزاد كمانگر اشاره شد كه به اعدام محكوم شده است. معلم كردي كه هيچگاه اتهامش -عضويت در گروه هاي معاند با جمهوري اسلامي - را نپذيرفته و به گفته ي وكيلش بي گناه است. همچنين درباره ي علي قنبري،بحث شد؛معلم پاكدشتي كه به تازگي به اعدام محكوم شده است. بنا به گفته ي خانواده ي ايشان، اتهام او كه يك بار در سال 86 به خاطر آن به 6 ماه انفصال از خدمت محكوم شده است، رد و بدل چند ايميل است. قنبري با 16 سال سابقه كاردر آموزش و پرورش و مدرك فوق ليسانس، استاد دانشگاه پيام نور نيز مي باشد و بنا به گفته ي همسر فرهنگي اش، ايميل او را بسياري از دانشجويانش داشته اند و براي او ايميل هاي زيادي فرستاده مي شده است.
 در پايان كريميان نيز قول به پيگيري  و انتقال مطالب مطروحه به وزير را داد.

۱۳۸۹ فروردین ۱۸, چهارشنبه

اولین جلسه رسمی هیات مدیره کانون صنفی معلمان ایران


 
اولین جلسه رسمی هیات مدیره کانون صنفی معلمان ایران

سه شنبه 89/1/17 اولین جلسه رسمی کانون صنفی معلمان ایران در منزل یکی از اعضا برگزار شد ، یکی از افراد حاضر به سخن معلم چنین گفت :


" در این جلسه پیرامون مسائل مختلفی بحث و تبادل نظر شد که اهم آن عبارتند از :


1-مسائل نظام جدید آموزشی و اختلافات وزراتخانه و مجلس در این مورد


2-موضوع بازنشستگی پیش از موعد و اختلاف وزیر و رئیس جمهور در این باره


3-هفته معلم و بزرگداشت آن


4-همکاران دربند رسول بداغی ، محمد داوری ، هاشم خواستار ، عبدالرضا قنبری و...


در این جلسه که بیش از 3 ساعت به طول انجامید موارد زیر به تصویب رسید :


1)ارائه بیانیه پیرامون وضعیت آموزش و پرورش و مسائل صنفی – اجتماعی همکاران


2)بزرگداشت روز معلم با حضور بر سر مزار دکتر خانعلی در ابن بابویه


3)جمع آوری کمک های همکاران برای اهدا به خانواده های معلمان در بند


4)دیدار گروهی با خانواده های عزیزان در بند به ویژه معلم پاکدشتی آقای قنبری که به ناحق به اعدام محکوم شده است .

محمود بهشتي لنگرودي اعتصاب غذا كرد

 












از امروزصبح 89/1/18 محمود بهشتي لنگرودي،سخنگوي كانون صنفي معلمان، به اعتصاب غذاي نامحدود دست زد. اين اعتصاب غذا در اعتراض به شرايط ناگوار معلمان دربند: رسول بداقي، محمد داوري،هاشم خواستار و ...صورت مي گيرد؛معلمان مظلومي كه ماه هاست در زندان بسر مي برند و از حقوق قانوني و شرعي خويش محرومند. معلماني كه خانواده هايشان در رنج و اضطرابند و فريادشان از اين ستم، گوش شنوايي نمي يابد! اعتراض به ديدگان به راه "شكيبا و ستايش و شبنم" بداقي، كودكان خردسال رسول؛ همدردي با پيرزني كهنسال، كه براي ديدن فرزند فرهنگي خويش،محمد داوري، بايستي ساعت ها رنج سفر از خراسان، بر جان بخرد تا شايد رخصت ديداري بيابد. اعتراض به اندوه مادر فرزاد كمانگر،كه چهار سال است با حكم دهشتناك  اعدام فرزند دلبند خويش،دست به گريبان است. همراهي با هاشم خواستار،معلم بازنشسته اي كه همچون مجرمي خطرناك،با دست بند و پابند به دادگاه برده شده است.

اكنون كه سيزده روز از روزه ي سياسي رسول بداقي در زندان اوين مي گذرد، محمود بهشتي نيزبا اعتصاب غذاي كامل خويش، به او پيوسته است ؛باشد نداي مظلوميت معلمان دربند، بلندترشنيده شود.

 كانون صنفي معلمان ايران

معلمان زنداني حوادث غيرعمدي آزاد مي‌شوند

در هفته معلم
        معلمان زنداني حوادث غيرعمدي آزاد مي‌شوند
معلمان زنداني حوادث غيرعمدي آزاد مي‌شوند




فرهيختگان: رئيس مركز آمار، فناوري و نيروي انساني وزارت آموزش و پرورش اعلام كرد فرهنگيان زنداني حوادث غيرعمدي به مناسبت هفته معلم شناسايي و آزاد مي‌شوند. تكيه رئيس مركز آمار، فناوري و نيروي انساني وزارتخانه بر زنداني حوادث غيرعمدي تاكيد بر اين واقعيت است كه فعالان صنفي فرهنگيان كه از چند ماه پيش در زندان به سر مي‌برند در شمار آزادشدگان هفته معلم نيستند و اين در حالي است كه حميدرضا حاجي‌بابايي وزير آموزش و پرورش در اولين نشست خبري خود در گفت‌وگو با فرهيختگان براي ارتباط با تشكل‌هاي صنفي فرهنگيان اعلام آمادگي كرده بود. كانون صنفي فرهنگيان ايران و سازمان معلمان ازجمله تشكل‌هاي صنفي فرهنگيان هستند كه در طول سال‌هايي كه حاجي‌بابايي در مجلس حضور داشت بارها با او ديدار كرده و مسائل فرهنگيان را در ميان گذاشته بودند و اكنون تعدادي از اعضاي اين دو تشكل از زمان وزارت محمود فرشيدي به هيات رسيدگي به تخلفات و دادگاه‌ها فرا خوانده شده و به احكام تعليق از خدمت و تبعيد محكوم شدند و تعدادي نيز اكنون در زندان به‌سر مي‌برند.
پس از طرح وزير شدن او نيز اين تشكل‌ها با اشاره به سابقه حضور حاجي‌بابايي (در زمان نمايندگي مردم) در تجمع فرهنگيان مقابل مجلس از او خواستند همچنان با آنها ارتباط داشته باشد.
اكنون در هفته معلم قرار است معلماني كه به دليل حوادث مالي و نداشتن استطاعت مالي در زندانند آزاد شوند ولي خبري از رايزني براي ديگر معلمان نيست.
فرهیختگان -  ۱۸    فروردین   ۸۹
كانون صنفي معلمان ايران (طيف صنفي)